خرید بک لینک
امروز عصبانی هستم حافظ عزیزم دائم بهم مژده، دلداری و اعتماد به نفس میده هرکس که برام مهمه متوجه میشه دردم چیه و به روش خودش حمایتم میکنه باز این مرد میاد جوری عصبانیم میکنه که علی رغم اینکه میدونم نباید دلم میخواد بهش حمله کنم بزنمش با بیخیالیش، جدی نگرفتنش، چیل بودنش و خوشبینی احمقانه ش دندونای پوسیده ای که یکی یکی از دهن زندگی من میفتن یا کنده میشن اکثرا نر تشریف دارن عاقل شدم، نباید برم دعوا دیگه!

برچسب: نویسنده: هلیا رضاپور تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 17:42

رفتم اون پست رمز دار رو که زمانی برای تراپیست دولتی کم کیفتم مشترکمون نوشته بودم خوندم خب بعضی چیزها تغییر کردن، بیشترشون رفتن زیر فرش و در بعضی مغولات من ترجیح دادم در آرامش نادیده گیری کنم! اما از جمله مواردی که تغییر کرده مثلا نیش و کنایه ها بوده که کاهش پیدا کرده و اخیرا داره باز افزایش پیدا میکنه چندتا دلیل پیدا میکنم اول اینکه زدم خودم کاسه کوزه اونایی که فکر میکرد اکستنشن های من هستن و باید بابتشون شرم زده باشم ریختم به هم! پشماش ریخته و دستاویزش چس شده دوما خشونت که در او من رو ازار میداد از دستش گرفتم و خودم ازش استفاده کردم :) در نتیجه ترس و عدم امنیتی که من حس می کردم حالا او حس می کنه و اون جور که من سکوت می کردم تا نتش ایجاد نشه حالا او سکوت می کنه :) how you like that؟ سوما مواردی که باهاش سعی میکرد برای من رقیب تراشی کنه چنان به گل نشستن که هر دست و پایی بزنه بدتر فرو میره :) اونی که مثلا از من بلندتر بود به اذن خدا کوتوله از آب در اومد و زیبای چشم آبی تون ده کیلو وزن کم کرده تا رشک آفتاب بود، رشک باربی هم بشه :)) غیر از این ها تغییرات منفی بودن اب زیرکاه تر، خدمات ارائه کن تر، دروغ گو تر و هول خدمات دادن به زنان تر شده! حقیقتا باید تشریف ببری حیف ها و غصه های فراوان، تردیدها و رنج ها فروان بدرقه راهت ولی برو این حتی سخت ترین برویی نیست که گفتم و برای تو که شوهرمی باید افت داشته باشه!

برچسب: نویسنده: هلیا رضاپور تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 17:42

صفحه بندی